به زودی: ماجراهای سرزمین اندولند

همانطور که می‌دانید و در این صفحه هم قابل مشاهده است. این وبلاگ درحیقت سه وبلاگ با سه زبان مختلف است که فعلا بخش فارسیش بیشتر به روز می‌شود.

اما به زودی بخش جدیدی یا بهتر است بگوییم صفحه جدیدی به آن اضافه خواهد شد تحت نام “ماجراهای سرزمین اندولند” که اندولند را باید با کسر الف و فتح لام بخوانید.

البته اینکه این نام از کجا آمده و به چه معناست و این سرزمین کجاست و چه ویژگی هایی دارد را بگذارید در اولین پست مربوط به آن توضیح خواهم داد. البته احتمالا ترتیب مطالب این بخش به این صورت خواهد بود که مطالب مربوط به آن مانند مطالب دیگر در بین مطالب صفحه اول قابل مشاهده خواهند بود ولی در صفحه اختصاصی خود همگی مرتب و پشت سر هم خواهند بود.

اما شما در باره اینکه سرزمین اندولند کجاست و چه ویزگیهایی دارد چه حدس می‌زنید؟ تا شروع مطالب مربوط به این بخش خوب است اگر چیزهایی از این سرزمین می‌دانید در همین صفحه بنویسید…

درباره ی علی اکبر دادخواه

دكترای تخصصی مهندسی شيمی: سال 2003 از دانشگاه Texas A&M واقع در شهر كالج استيشن، ايالت تكزاس آمريكا. عنوان رساله دكترا:Hot water extraction with in situ wet oxidation: Polycyclic aromatic hydrocarbons removal from soil. عمده ترين زمينه های پ‍ژوهشی مورد علاقه محيط زيست، بيوتكنولوژی، نانو مواد، انرژی.
Bookmark the پیوند یکتا.

4 Responses to به زودی: ماجراهای سرزمین اندولند

  1. قبرستان بقیع را در یونسکو به ثبت برسانید

    به گزارش شیعه آنلاین، برای ثبت بقیع در یونسکو به تایید ۵۰,۰۰۰ نفر نیاز است. شما هم می توانید برای شرکت در این طرح و کمک به ثبت این مکان عظیم جهان تشیع همین الان به آدرس اینترنتی http://dar-alhuda.net بروید و ثبت نام کنید.

    لازم به ذکر است تا به این لحظه نزدیک به ۲۳ هزار نفر در این طرح شرکت کرده اند و تقریبا ۲۷ هزار نفر دیگر نیاز است تا بتوانیم با یکدیگر بقیع را در یونسکو ثبت کنیم.

  2. امیر دادخواه میگوید :

    ســـــــــــــــلام

    در آندولند: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می شود.

    در ایندولند: موفقیت مدیر سنجیده نمی شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

    در آندولند: مدیران بعضی وقتها استعفا می دهند.

    در ایندولند: عشق به خدمت مانع از استعفا می شود.

    در آندولند: افراد از مشاغل پایین شروع می کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.

    در ایندولند: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است.

    در آندولند: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می گردند.

    در ایندولند: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می شود.

    در آندولند: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.

    در ایندولند: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده است.

    در آندولند: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.

    در ایندولند: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت می کنند.

    در آندولند: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می کند و حتی ممکن است محاکمه شود.

    در ایندولند: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می شود و پست مدیریت جدید می گیرد.

    در آندولند: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار می شوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار می کنند.

    در ایندولند: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار می کنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار می شوند.

    در آندولند: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می دهند و با برخی مصاحبه می کنند.

    در ایندولند: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می کنند.

    در آندولند: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.

    در ایندولند: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می گیرند.

    در آندولند: همه می دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.

    در ایندولند: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

    در آندولند: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا می زنید.

    در ایندولند: شما مدیرتان را صدا نمی زنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمی دهد.

    در آندولند: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.

    در ایندولند: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می کند.

    آقای دکترعزیز، درست گفتم یا غلط ؟؟؟
    همین رو شما میگفتید؟؟؟

    • این واژه اندولند چند روز پیش به ذهنم آمد و البته پیشینه اش تله تاتری است که حدود ۲۰ سال پیش از سیمای جمهوری اسلامی آن وقت که دو سه شبکه بیشتر نداشت پخش شد. بعد از آن همه سال داستان آن تاتر را چندان به یاد ندارم ولی تاتر در مورد جلسه سران دمولند بود که نقش رئیس جمهور آن را آقای داود رشیدی بازی می‌کرد. و ظاهرا با تحریک یک قدرت خارجی (ایندولند) عده ای در حال انجام کودتایی در آن بودند. پایداری و مقاومت رئیس جمهور و مردم دمولند در برابر تجاوزات ایندولند آن زمان برایم خیلی جال بود. نام رسمی آن برنامه “یکی از ان روزها” بود.
      حال با الهام از آن نام به فکرم رسید که داستانهایی در باره ماجراهای سرزمینی دیگر با نام اندولند در این وبلاگ نقل کنم. برای اینکه ببینم این نام را قبلا کسی استفاده کرده است یا نه یک جستجویی در اینترنت انجام دادم و همین مطلبی را که شما نقل کرده‌اید در دهها وبلاگ که از هم کپی کرده بودند دیدم. حالا اصلش را کی نوشته نمیدانم.
      ولی هنوز هم نام مورد استفاده من را کسی استفاده نکرده. چون نامهای مورد استفاده در مطلب بالا آندولند (مثبت) و ایندولند (منفی) است در حالی که همانطور که در خود مطلب هم نوشتم نام سرزمین مورد نظر ما اندولند با کسر الف و فتح لام است و مثبت و منفی بودنش را بگذارید وقتی که نوشتن ماجراها شروع شد متوجه شویم.
      البته از سبک نوشته های من باید تا به حال متوجه باشید که به غیر از مقدسات و بعضی از امور خاص به عقیده من در امور روزمره ما با خیر یا شر مطلق سر و کار نداریم. بلکه بعضی از امور و مسائل خیرشان به شرشان می‌چربد و بعضی چیزهای دیگر شرشان به خیرشان می‌چربد و برای تصمیم گیری ما همین ملاک باید کافی باشد. همانطور که خداوند در قران در باره خمر و میسر می‌فرماید در آنها برای مردم منافعی است ولی مضراتش خیلی بیشتر است و به همین دلیل باید از آن دوری کرد («یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما»).

    • شهریمیزاورمو میگوید :

      نه درست گفتید ولی نام وعنوان کمی تاقسمتی درست نیست: دمولند: به تعبیر شهر یا کشور منفی (دیکتاتور+ضدآزادی+فاسد+عقب مانده)
      ایندولند: کشور وشهر معکوس دمولند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*